valentine

من ترانه ای از عشق را که هنوز آن را نمی شناختم سر دادم.

اما هنگامی که آن را شناختم ، کلمات بر روی لبانم به نجوایی مبهم بدل شد و آهنگی که در سینه داشتم به سکوتی عمیق.


امروز بسته‌های کوچک با روبانهای قرمز رد و بدل می‌شوند. کارتهای مخصوص، عروسک‌های پشمالو و شکلات‌ها. امروز «عشق» رد و بدل می‌شود. امروز ۱۴ فوریه است. امروز «ولنتاین» است؛ روز «عشاق».

روز عشق  رو به همه  عاشق ها تبریک میگم.

                                                      










شیطان از انتشار لیلی می ترسد

خدا خطاب به شيطان گفت : ليلي را سجده کن . شيطان غرور داشت , سجده نکرد .

گفت : من از آتشم و ليلي گل است.

خدا گفت : سجده کن , زيرا که من چنين مي خواهم .

شيطان سجده نکرد . سرکشي کرد و رانده شد ; وکينه ي ليلي را به دل گرفت .

.

.

شيطان قسم خورد که ليلي را بي ابرو کند  و تا واپسين روز حيات , فرصت خواست . خدا مهلتش داد .

اما گفت : نمي تواني,  هر گز نمي تواني . ليلي دردانه ي من است . قلبش چراغ من است و دستش در دست من . گمراهي اش را نمي تواني حتي تا واپسين روز حيات.

شيطان مي داند ليلي همان است که از فرشته بالاتر مي رود .

و مي کوشد بال ليلي را زخمي کند . عمريست شيطان گرداگرد ليلي مي گردد .

دستهايش پر از حقارت و وسوسه است .

او بدنامي ليلي را مي خواهد . بهانه ي بودنش تنها همين است .

مي خواهد قصه ي ليلي را به بي راهه کشد.

نام ليلي , رنج شيطان است . شيطان از انتشار ليلی مي ترسد .  

ليلي عشق است و شيطان از عشق واهمه دارد.                                               عرفان نظرآهاری